یونیکا – عصرایران در یادداشتی آورده است:با هر شاخصی که حساب بکیند حال بورس خراب است ، با شاخص جیب سهامداران ، با شاخص ارزش معاملات ، با شاخص اعصاب سرمایه گذاران ، با شاخص رنگ تابلوی بورس و با هر شاخصی که دلتان بخواهد بنشینید و زیان سهامداران در بورس را بشمارید.

 

علیرضا باغانی در یادداشتی در عصرایران آورده است: شاخص بورس تهران همیشه محل مناقشه بوده است.در بازار سهام برای تشخیص بخش های مختلف این بازار شاخص هایی طراحی شده است.

شاخص صنایع ، شاخص آزاد شناور ، شاخص قیمت و شاخص کل و آیفکس از جمله این شاخص ها هستند.اما اگر کسی بخواهد درباره وضعیت بازار سهام اطلاع پیدا کند به اولین متغیری که رجوع می کند شاخص کل بورس است.

شاخص کل بورس نشان دهنده تغییرات قیمت سهام شرکت هاست اما از آذر 87 سودی که شرکت ها در مجامع تقسیم می کنند را هم در بازدهی شاخص محاسبه کرده اند تا این گونه مقدار شاخص بیشتر شود ، یعنی شاخص کل کنونی حاصل بازده نقدی مجامع و تغییرات قیمت سهام شرکت هاست.

بنابراین این شاخص مدت هاست که توسط فعالان بازار سرمایه چندان مورد توجه قرار نمی گیرد و ملاک دقیقی برای تشخیص خوب بودن و بد بودن وضعیت بورس نیست.

در واقع حرفه ای های بازار سرمایه شاخص به اختیار هستند و شاخص آن ها زیان واقعی است که سبد سهام آن ها در سال های گذشته متحمل شده،یک سهامدار وقتی از محل خرید و فروش سهام فقط در یک سال گذشته 30 درصد زیان شناسایی کرده برایش اهمیتی ندارد که شاخص بورس عملکرد یک سال گذشته را 7 درصد مثبت نشان دهد.

اما چیزی که سبب شده اعتماد ها به شاخص بورس کمرنگ تر شود شائبه دستکاری در این متغیر بورسی است.عده ای معتقدند که متولیان بازار سهام برای مثبت نشان دادن وضعیت بورس روزانه با چند معامله سفارشی شاخص بورس را مثبت نگاه می دارند تا دولت از آن ها راضی باشد.

نگارنده موافق این شائبه نیستم ، شاید در دولت محمود احمدی نژاد از این گونه رخداد ها در بورس می توانست اتفاق بیفتد اما این دولت کوچکترین استفاده ای از شاخص بورس نکرده است.

دست کم حسن روحانی می توانست در مناظره ها یا برنامه های تبلیغاتی خود رشد 29.4 درصدی شاخص بورس در دولت اول خود را دائما تبلیغ کند اما یک بار هم این کار را نکرد!

بنابراین در حال حاضر شاخص بورس دستاویزی برای مثبت نشان دادن عملکرد دولت نیست و نمی توان گفت برای متعادل نگاه داشتن شاخص بورس متولیان و مجریان بازار سهام در حال دستکاری در بازار سرمایه هستند.

البته معاملات سفارشی و توصیه شده در بورس در ماه های گذشته زیاد اتفاق افتاده است که آن ها هم طبیعی است.وقتی بازار سهام منفی می شود سهامداران از ناظران و مجریان بازار سهام انتظار حمایت دارند،در هفته های پس از انتخابات ریاست جمهوری به تناوب از حقوقی های بازار سهام شنیده ام که از بورس تماس گرفته اند و توصیه کرده اند فلان سهم زیرمجموعه خود را حمایت کنید و نگذارید صف فروش بشود.تاثیر این حمایت ها هر چند جزئی و اندک باشد بر شاخص بورس غیر قابل انکار است و نمی توان انتظار داشت حقوقی ها از بازار حمایت کنند ولی حمایت هایشان در تغییرات شاخص محاسبه نشود!

به هر حال شاخصی که الان هر روز به عنوان شاخص کل منتشر می شود بر مبنای محدودیت هایی مثل حجم مبنا ( حتما سهام یک شرکت بزرگ باید به میزان قابل توجهی معامله شود تا سهم از دامنه نوسان کامل 5 درصدی بهره مند شود،مثلا حجم مبنای مخابرات 5 میلیون و 192 هزار برگه سهم است) و دامنه نوسان شکل گرفته است و با وجود سود نقدی مجامع و ملاحظات دیگر می توان گفت شاخص بورس تنها یک شاخص عادی است نه دماسنج بازار سهام.

بنابراین زیاد شاخص بورس را جدی نگیرید و برای تشخیص اوضاع بازار سهام فقط کافی است نگاهی به ارزش معاملات روزانه بورس که حول و حوش 50 میلیارد تومان در گردش است بیندازید و یا فروش فیلم هایی همچون گشت 2 که این روزها با بورس رقابت می کند ، یا این که اصلا به تالار اصلی بورس در خیابان حافظ – نرسیده به میدان حسن آباد رفته و حال و روز بورسی که در آن خبری نیست را از نزدیک مشاهده کنید.

لذا آن چه که مشخص است این است که حال بورس خراب است ، با هر شاخصی که حساب بکیند حال بورس خراب است ، با شاخص جیب سهامداران ، با شاخص ارزش معاملات ، با شاخص اعصاب سرمایه گذاران ، با شاخص رنگ تابلوی بورس و با هر شاخصی که دلتان بخواهد بنشینید و زیان سهامداران در بورس را بشمارید و البته فکری را به حال و روز این بازار کنید ، پس شما را شاخص به اختیار!

بازار سهام در گذر در روزهای بهاری کم رمق در شرایطی نخستین فصل بهار را پشت سر می گذارد که زیان سرمایه گذاران به روایت شاخص بورس 1 درصد منفی است.در این روز ها البته نوسان گیران بازهم در غیاب نظارت های لازم دست بردار نیستند و این بار سهم های کاغذی و قندی را دستخوش نوسان کرده اند.

در خصوص بازار سهام به نظر می رسد که مهمترین متغیر ترکیب دولت آینده به ویژه تیم اقتصادی دولت است.چیزی که این روزها فعالان بازار سرمایه روی آن اتفاق نظر پیدا کرده اند و با یکدیگر تکرار می کنند این است که تا شهریور در بورس خبری نیست.البته اعتقاد نگارنده این است که بعد از مشخص شدن کابینه جدید روحانی هم می تواند در بورس خبری نباشد،مادامی که نرخ سود سپرده 20 درصد است و حتی در همین بورس خودمان دولت اسناد خزانه ای منتشر کرده با بازدهی بدون ریسک 25 درصد.

منبع : عصرایران / 27خرداد 96

پاسخ دادن